
پیام نوروز این است.دوست داشته باشید و زندگی کنید.زمان همیشه از ان شما نیست
پس دوستت دارم بهترینم نوروز مبارک
موضوع :

سلام عشقم این روزا حسابی شیطون شدی همش بالا و پایین میری و منم لذت میبرم عزیزم.دیشب دایی خسرو و زن دایی صبا اومدن خونمون واست یک دست لباس و اسباب بازی گرفته بودن
که ما خودمون خیلی دوست داشتیم حتما تو هم خوشت میاد و از بازی کردن باهاش لذت میبری دستشون درد نکنه ایشالله بتونیم جبران کنیم .مامان بزرگ و خاله سحر هم رفتن کرمانشاه عزیزم .دایی و زن دایی هم فردا میرن ولی من و بابایی و شما خونه میمونیم دو روز دیگه هم سال جدید شروع میشه خیلی خوشحالم چون سه ماه دیگه تو میای پیشمون

موضوع :
راستی پسرم فردا ٢٤ اسفنده و چهار سال از عقد مامان و بابا میگذره و وارد پنجمین سال میشیم عزیز دلم ایشالله سال دیگه سه نفری این روزو جشن میگیریم ١٥ روز دیگه هم نهم فروردین ١٣٩١ هم سالگرد ازدواجمونه
موضوع :


سلام عشقم خوبی پسرم امروز از صبح تکون نخوردی مامان مشغول شستن بود متوجه نشدم .دو روز پیش مادر بزرگ و خاله سحر اومدن
خونمون تا واسخ مامان خونه تکونی عید رو انجام بدن آخه مامان نمیتونه کارهای سنگین انجام بده بابایی هم تا یکروز به عید کار داره
خلاصه حسابی خستشون کردیم ایشالله بتونیم زحمتی که برامون کشیدن رو جبران کنیم خاله سحر هم حسابی سرما خورد اینجا بود امروز صبح هم رفتن خونشون

موضوع :
سلام پسر گلم خوبی عزیزم -معلومه که خوبی از تکون خوردنات مشخصه عزیزم -عشقم فردا سومین سالگرد عمو سعیده - خدا نخواست پیش ما بمونه عمو رو برد یه جای بهتر پیش خودش ولی ما همیشه دلمون براش تنگ میشه و به یادش هستیم عمو سعید حتما الان خوشحاله که اسمشو واسه تو برداشتیم عمو سعید با دایی حسین و دایی عباس(دایی بابا رضا)هر سه با هم از پیشمون رفتند .

موضوع :
سلام عزیزم این چند روز خونه نبودم خونه مادر بزرگها بودیم با بابا رضا رفتیم واست کالسکه و ...خریدیم امیدوارم وقتی دیدی تو هم بپسندی دیروز تولد خاله سحر بود عشقم من و بابا بهش تبریک گفتیم حالا میخوایم با هم بهش دوباره تبریک بگیم و براش آرزوی سلامتی و خوشبختی کنیم


تولدت مبارک خاله سحر جونم

موضوع :

سلام پسر گلم - خوبی عزیزم دیروز خاله سحر با دوستش که اونم اسمش سحر ه اومدن خونمون واست ماشین گرفته بودن که عروسکیه خیلی نازه -عصر با هم رفتیم بیرون میخواستم واست کالسکه و یه سری وسیله بگیرم که هیچکدوم رو نپسندیدم بارون گرفت و اومدیم خونه - عزیز دلم امروز بر عکس دیروز خیلی تکون میخوردی بابا هم از صبح رفته سر کار

موضوع :
گفتم چه دم درازی
میای من و تو بازی
اتو دمشو تاب داد
با ناز به من جواب داد
خطر داره بازی با من
نشو تو همبازی با من
تنم همیشه داغه
یه چشم دارم چراغه
پیف میکنم پاف میکنم
پیرهنتو صاف میکنم
اگه به من یه روزی
د ست بزنی میسوزی
موضوع :
سلام عشقم بابایی الان خوابه و مامان تو فکره
معلومه خوب فکر پسر نازشه -میدونی پسرم تا دو هفته پیش هر روز به بابا رضا میگفتم چرا نی نی حرکت نمیکنه چرا من حس نمیکنم حالا که حرکتهاتو حس میکنم یه روز زیاد تکون میخوری یه روز کم همش میگم رضا چرا کم تکون میخوره چرا امروز زیاد تکون میخوره خلاصه اینکه نگرانم ده روز دیگه وقت دکتر دارم برم باز پسر کوچولومو ببینم که چقدر بزرگ شده -قدش بلند شده عزیزم از خدا میخوام تو رو سالم بده تو بغل من و بابایی
موضوع :

سلام پسرم دیروز ظهر با هم رفتیم خونه خاله سپیده عصر هم به بابا رضا زنگ زدیم شب بیاد اونجا -عصر با خاله رفتیم بیرون خاله واست یه عروسک خوشگل گرفت دستش درد نکنه مامانی هم یه کلاه و پاپوش خوشگل دیگه مبارک باشه عسلم ایشالله به سلامتی بیای و تنت کنی -دیروز چند بار تکون خوردنتو احساس کردم حس جوبیه که نمیدونم چطور عنوانش کنم
![]()
موضوع :






